لحظه دیدار

زنده یاد استاد ناصر فرهنگ فر

زنده ياد استاد قزهنگ فر

 

استاد ناصر فرهنگ فر در چهارم آبان ماه ۱۳۲۶ هجرى شمسى در شهررى متولد شد. پدرش كه كارمند شهربانى بود تار مى نواخت و عمويش تمبك، با اين وجود پدر مخالف ساز زدن ناصر بود، اما حضور در چنين خانواده هنرمندى روح هنرمند ناصر هفت ساله را به سوى موسيقى مى كشيد، مادر با مهر كوزه هاى گلى يا گلدان را پوست كشيده و در اختيار ناصر قرار مى داد. او هم به طور مخفيانه بر روى آنها ضرب مى نواخت. تا اينكه تمبك قديمى عمويش را كه عمرى ۱۰۰ساله داشت، خريده و با آن شروع به نواختن ضرب مى كند. استعداد و نبوغ خاص وى به همراه علاقه و اشتياق شديدش نسبت به شعر و موسيقى، مقدمات پيشرفت وى را فراهم مى كرد. مقدمات ضرب را نزد يكى از اقوام دور خود كه از شاگردان امير ناصح  افتتاح بود فرا مى گيرد. ناصر فرهنگ فر علاقه خاصى به حسين تهرانى ضرب نواز مشهور داشت و همواره آرزوى ديدار او را در دل مى پروراند، تا اينكه روزى در مجلسى حضور داشته و مشغول تمبك نوازى بوده كه حسين تهرانى وارد مى شود، اجراى موسيقى را به احترام ورود وى قطع مى كند. تهرانى مى گويد: صدا مى شنيدم، چرا قطع شد، ادامه بدهيد. موسيقى ادامه پيدا مى كند. تهرانى كه خود نوازنده چيره دستى در تمبك بود متوجه نوازندگى ناصر فرهنگ فر جوان مى شود و استعداد شگرف او را درك كرده و آينده درخشانى را در تمبك نوازى براى او پيش بينى مى كند.اين ماجرا باعث مى شود كه ناصر مدت كوتاهى را نزد استاد حسين  تهرانى به شاگردى ضرب بپردازد.
حسين تهرانى كه سال هاى پايانى عمر را مى گذراند شيوه تمبك نوازى او را تائيد كرده و او را به نزد محمد اسماعيلى مى فرستد.فرهنگ فر طبع و قريحه خاصى در سرودن شعر و غزل داشت. در شعر متمايل به ايرج ميرزا بود و اشعار طنز گونه اى از خود برجا گذاشت.اولين غزلش را در سن ۱۲سالگى سرود. غزلى كه فقط چند بيت از آن باقى مانده است.
تا اشك من ترانه غم ساز مى كند
صدها هزار عقده دل باز مى كند
سرفصل داغ و درد مرا در كتاب عمر
افسانه نگاه تو آغاز مى كند
ناصر فرهنگ فر در خوشنويسى و خطاطى هم دستى داشت. پدرش كه مخالف نوازندگى او بود روزى خط خوشنويس معروف استاد كاوه را به همكارانش نشان مى  دهد و مى گويد كه دست خط پسرم است. اين موضوع باعث مى شود كه ناصر براى يادگيرى خط خوشنويسى هم اقدام كند و به سراغ خوشنويسى مى رود و مدتى را در محضر استادان حسن و حسين ميرخانى تعليم خط مى بيند و در اين رشته هم موفق ظاهر مى شود.در سال ۴۲ با تاسيس مركز حفظ و اشاعه موسيقى، فرهنگ فر آزمون تمبك مى دهد و از طرف نورعلى برومند و دكتر صفوت به عنوان مدرس و نوازنده تمبك در اين مركز به فعاليت مى پردازد. در سال ۵۰ همكارى با راديو تلويزيون ملى را آغاز مى كند و در برنامه هاى مختلفى نظير جشن هنر، گل هاى تازه و گلچين هفته شركت مى كند.با تشكيل گروه شيدا در سال ۵۴ به عضويت اين گروه درمى آيد و دو سال بعد با گروه عارف وارد همكارى مى شود تا اينكه با تاسيس كانون چاووش در اين مجموعه هم حضور پيدا مى كند.ناصر فرهنگ فر كنسرت هاى متعددى را با گروه عارف، شيدا و چاووش اجرا مى كند كه از ماندگارترين و معروف ترين آنها مى توان كنسرت راست پنج گاه حافظيه شيراز را كه ساخته محمدرضا لطفى با آواز محمدرضا شجريان بوده نام برد.
ناصر فرهنگ فر پس از يك  دوره كناره گيرى و انزواى كارى در۲۳ مرداد ۱۳۷۶ در ۵۰ سالگى چشم از جهان فروبست.
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 19:43  توسط حمید قابلی  | 

"ربنا" تیری که از کمان در رفت :

برای بسیاری از ما ایرانیان لحظات افطار با ربنای استاد شجریان معنا میشود و بدون آن افطار رنگ و بویی ندارد.

چندین سال است که ماه مبارک رمضان بدون ربنای استاد شجریان می آید و می رود. دعای ماندگار دم افطار که بسیار خاطره انگیز بود و لحظات ملکوتی افطار روزه داران را دلچسب می نمود .

به همین علت تصمیم گرفتم با کمک از منابع اینترنتی تاریخجه تولید و ساخت این اثر ماندگار را برای خوانندگان و علاقمندان این اثر شرح دهم.

 

محمدرضا شجریان از چگونگی شكل گیری «ربنا» سخن گفت و تاكید كرد:«من ربنا را به مردم هدیه کردم و مال مردم هم هست، اگر ربنا را تلویزیون و رادیو پخش نکند، مردم خودشان آن را پخش می کنند

استاد آواز ایران در گفت وگویی در پاسخ به اینكه، ایده اول ساخت «ربنا» چگونه شکل گرفت؟ ادامه داد: «سال ۵۸ تغییرات و تحولاتی در رادیو مخصوصا در بخش موسیقی در حال شکل گیری بود.در آن سالها مدیران رادیو تصمیم داشتند تولید موسیقی در رادیو را تعطیل کنند و تولید شده های بیرون را بخرند. جلساتی با مدیران رادیو گذاشتیم و در این جلسات خیلی تلاش کردیم مدیران را راضی کنیم که نیروهای خوب را نگه دارند و عده دیگر را بازنشسته کنند.

در این جریان ها بود که رئیس وقت رادیو آقای وجیه اللهی که فردی تحصیلکرده و روشنفکر بود از من موکدا و مرتبا می خواست با توجه به تغییرات و تحولات سیاسی و مذهبی ایران برای پخش آثار جدید قبل از افطار طرحی انجام بدهم.

آنها نمی خواستند آثار دوره قبلی را پخش کنند. به ایشان گفتم سالهاست من از آن فضا دور شدم و راه من با موسیقی و ارکستر تعریف شده است و این کار الان من نیست. اما ایشان گفت که فقط شما می توانید و ما تنها شما را داریم و از من خواست برای دم افطار، مناجات ها و اذان کاری انجام بدهم. من خودم را از وزارت کشاورزی آن دوران به رادیو منتقل کرده بودم و کارمند رادیو محسوب می شدم.

پذیرفتم اینکار را انجام بدهم. کلاسی برای افرادی که قرار بود دعای سحر و مناجات بخوانند گذاشتم که با این افراد نحوه درست خواندن را کار کنم. تابستان سال ۵۸ بود که آموزش این عده را شروع و پس از مدتی هم ضبط این آثار را آغاز کردم. قرار شد برای دم افطار هم برنامه ضبط كنیم و از من خواستند که برای برنامه های دم افطار هم فکری بکنم.

برنامه های دم افطار دوران قبل از انقلاب را مرحوم ذبیحی بسیار عالی خوانده بود و من تمام کارهای او را از نوجوانی شنیده بودم و مناجات حضرت امیر را با صدای او از حفظ بودم. با این حال پذیرفتم که این کار را بکنم

شجریان در پاسخ به این اظهار نظر كه؛« کار دشواری را پذیرفتید، چرا که تغییر ذائقه مخاطب بسیار دشوار است.» مطرح كرد:«باید بدانیم عادت را از مردم نمی توان گرفت. مردم به ربنا و دعای سحر مرحوم ذبیحی و اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی عادت کرده بودند. نمی شد به این راحتی این عادت را در مردم تغییر داد. پس باید براساس آن حال و هوا حرکت می کردم، اما در عین حال می خواستم اثر ویژگی های خاصی نیز برای خودش داشته باشد تا بتوان این را نیز به مردم بقبولانیم و کار جدید را جایگزین کرد. ظهر آن روز همان آیاتی را که مرحوم ذبیحی خوانده بود پیدا کردم و دو آیه دیگر نیز از سوره آل عمران و بقره پیدا کردم و یک مطالعه ذهنی کردم که چگونه آن را بخوانم تا علاوه بر نزدیک بودن به کار مرحوم ذبیحی کار جدیدی باشد. به این فکر کردم باید آوازی باشد که علاوه بر اینکه تقلید نباشد، از اصل اثر هم خیلی دور نباشد. مجددا به مسئولان گفتم که سالهاست مخاطب من را به عنوان خواننده آواز می شناسد، اگر بخواهم ربنا بخوانم، اذان بگویم ممکن است مخاطب من را نپذیرد و این کار زیبا نیست. چون مردم فکر می کنند حالا که جمهوری اسلامی سركار آمده، شجریان که تا دیروز آواز می خواند، امروز دعا می خواند و اذان می گوید و ممکن است نپذیرند و از سوی دیگر افراد دیگری که به صدای من عادت کردند هم ممکن است بپرسند که چرا شجریان آواز را رها کرده است و دعا می خواند. برای من این کار بسیار سخت بود. به همین دلیل به آنها گفتم که من به شما کمک می کنم و به دیگران آموزش می دهم تا آنها بتوانند ربنا و دعا بخوانند اما خودم این کار را نمی کنم. قبول کردند. رفتم استودیو و «ربنا» و «مثنوی افشاری» را بدون هیچ تکرار و تصحیحی خواندم. اثر ضبط شده را به ۴ نفر از هنرمندان مورد نظر دادم و از آنها خواستم که تمرین کنند تا برای ضبط آماده بشوند. آقای قاسم رفعتی «مثنوی افشاری» را زیبا خواندند. اما با اینکه روانشاد صالحی قرآن خوان حرفه ای بودند و صدای خوبی هم داشتند، هرچه تلاش کردند نتوانستند آن طوری كه مد نظر من بود، ربنا را بخوانند.

بالاخره با کمک و راهنمایی های من بعد از ۲۰ روز تمرین برای ضبط آماده شدیم و به استودیو رفتیم. در استودیو هم سه نفری که بنا بود ربنا را بخوانند بارها خواندند و نشد تا اینکه من بخشی از ربنا را می خواندم، این بخش را تکرار می کردند تا توانستیم این ربنا را ضبط کنیم. شروع به ویرایش و تصحیح این آثار کردم. از ۴ بعد از ظهر تا ۳ صبح کارها را تک و تنها در رادیو تصحیح می کردم تا اثر مناسبی برای پخش در ماه رمضان آماده شود.

کارها را ۲ روز مانده به ماه رمضان آماده کردم و به رئیس رادیو ارائه كردم. اما از همان موقع و حتی قبل تر آن فریدون شهبازیان که کار من را شنیده بودند، اصرار می کردند که با صدای خودم پخش شود. و من هم مصرانه می گفتم که صدای من نباید اینگونه پخش بشود، هیچ اجازه ای به آنها برای پخش ندادم. از همان زمان هم تصمیم گرفته بودم که دیگر در رادیو کار نکنم به آقای وجیهی الهی اعلام کردم که دیگر به رادیو نمی آیم. اما روز اول ماه رمضان دیدم ربنایی را که خودم خوانده ام از رادیو پخش شد

این هنرمند در ادامه ی این گفت وگو كه با سایت دل آواز داشته است، در پاسخ به اینكه بی اجازه پخش شد،گفت: «بله. زنگ زدم به آقای وجیهی الهی. دیدم ایشان خیلی خوشحال هستند و می خندند. گفت که این تیر از کمان رها شده و من این را کپی کردم و به همه رادیوها و شهرستان ها دادم و همه اینکار را پخش کردند. اعتراض کردم اما او خندید و گفت که ما برنامه به این خوبی را از دست نمی دهیم و اینکار را باید همه مردم بشوند. آن موقع به هیچ کس هم گفته نشد که این اثر را چه کسی خوانده است. به آنها گفتم که هیچ حق ندارید که بگوئید این اثر را من خوانده ام. آن زمان مردم فکر می کردند که این اثر را یکی از قاریان حرفه ای خوانده و من طوری این اثر را خوانده بود که صدای من مشخص نبود. اما هربار که این اثرها پخش می شد من عصبی می شدم، چرا که من این کارها را برای پخش نخوانده بودم و به عنوان درس و آموزش ضبط کرده بودم تا بقیه تمرین کنند. بعد از این هم دیگر رادیو تلویزیون نرفتم و بعدها کلاس های آموزشی ام را در رادیو و تلویزیون تعطیل کردم و تا سال ۶۱ که هیج جا ظاهر نمی شدم، فقط در خانه بودم و به پرورش گل و گیاه می پرداختم

شجریان در پاسخ به اینكه؛ «به خاطر دلزدگی از پخش این کارها بود که خانه نشین شدید؟» پاسخ داد:«خیر، فضای موسیقی آن دوران، فضایی نبود که ما به آن دل خوش کنیم. ارتباطم را با کانون چاووش هم قطع کرده بودم چرا که در آنجا بعضی ها دیدگاه های سیاسی شان را اعمال می کردند که مورد تائید من نبود. پس از سالها اولین کنسرتمان «آستان جانان» را با پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگ فر در سفارت ایتالیا برگزار کردیم که اولین کار من بعد از انقلاب بود

این هنرمند در پاسخ به اینكه، در این مدت ربنا هم همچنان پخش می شد؟ ادامه داد:«بله همچنان ربنا با صدای من پخش می شد

به گزارش ایسنا، محمدرضا شجریان در پاسخ به اینكه چه زمانی اعلام کرده است که خواننده این اثر است؟، یادآور شد:«زمانی که دیدم مردم این کار را خیلی دوست دارند و هی می پرسند که این اثر را چه کسی خوانده است. وقتی به اطرافیان و به شکل خصوصی می گفتم که این اثر را من خوانده ام و بدون اجازه من پخش شده، همه تعجب می کردند که چطور من این کار را خوانده ام. اما زمانی که دیدم مردم متوجه می شوند که من اینکار را به این دلیل نخواندم که با شرایط روز خودم را هماهنگ کنم، اعلام کردم که این اثر را من خوانده ام

وی درباره ی چگونگی بازتاب ها،مطرح كرد: «مردم هرگز از من ایراد نگرفتند که چرا این اثر را خواندی، همه می گفتند که چه کار زیبا و دلنشینی است. یکی از دوستان تعریف می کرد که یکی از قاری های بزرگ مصر به اسم غَلوَش در ایران بوده که ربنا را می شنوند. از این کار یک کپی می خواهد تا ببیند می تواند این را بخواند یا نه؟ بعد از دوسال دوستم او را مجددا می بیند و این قاری به او می گوید «کار من نیست.» چرا كه خواندن اوجی که در خواندن ربنا هست کار هر خواننده ای نیست

استاد آواز ایران در پاسخ به اینكه «در آلبوم «به یاد پدر» ربنا هم هست، آیا این اثر را بازخوانی کردید یا همان ربنا اولیه را حفظ کردید؟» ادامه داد: «نه همان ربنا را گذاشتم. من هرگز این اثر را بازخوانی نمی کنم. چرا که مردم با آن کار ارتباط گرفته اند و نت به نت زمان بندی آن را می شناسند

شجریان در پاسخ به اینكه «لحن ربنا را چگونه انتخاب کرده است؟» گفت:«لحنی که من برای این اثر انتخاب کردم چیزی بین قرائت قرآن و آواز خواندن است. چون کلمات عربی خوانده می شود باید موسیقی متناسب خودش انتخاب بشود، با اینکه من این لحن را به خوبی بلدم اما نمی خواستم که صرفا لحن ربنا قرائت قرآن باشد. من این لحن را به خوبی بلدم و می خواستم که ربنا ایرانی پسند باشد. به عنوان مثال اذان موذن زاده اردبیلی بیات ترک است و به همین دلیل مردم این اذان را دوست دارند. من هم مرکب خوانی و سه گاه را برای ربنا انتخاب کردم که هم در قرائت قرآن از آن استفاده می کنیم هم در آواز. تا هم کسی كه به عربی و قرآن آشنا است لذت ببرد و هم کسی که از آواز ایرانی شناخت دارد

این هنرمند در ادامه در پی این اظهار نظر كه «سالها ربنا پخش می شد بدون اینکه نامی از شما برده شود و طبیعتا در این مدت با شنیدن ربنا احساس کرده اید که می شد این قسمت را بهتر خواند، می خواهم بدانم که چه زمانی دلتان با پخش این اثر صاف شد؟» گفت:«۵ یا ۶ سال که از پخش ربنا گذشت، به این حس رسیدم که ای کاش آن زمان ضبط بعضی از قسمت ها را تکرار می کردم تا کیفیت کار بهتر می شد. به این فکر رسیدم حالا که مردم با ربنا ارتباط برقرار کرده اند، مجدد ربنا را ضبط کنم و اشکالات ریز آن را برطرف کنم. اما فکر کردم که در این ۵ سال مردم به این ربنا عادت کرده اند و نت به نت آن را حفظ هستند. اگر بخواهم آن را مجدد بخوانم، هرچند بهتر و پخته تر خواهم خواند، اما مردم آن ربنا را پذیرفته و دوستش دارند و من هر کاری بکنم نمی توانم ربنای جدید را جایگزین ربنای قدیم بکنم. بنابراین فکر کردم بهتر است من به عادت مردم احترام بگذارم، و به دنبال این نروم که ربنا را دوباره بخوانم، من که از اول دوست نداشتم صدای من اینطوری پخش بشود. اما زمانی که دیدم مردم با آن ارتباط گرفته اند و حال و هوایی با ربنا دارند فکر کردم، بهتر است ربنا به همان شکل اول خود باقی بماند. اما سوال من اینست که کسانی که در رادیو و تلویزیون تصمیم گیرنده هستند و اغلب هم تصمیمات بسیار ناآگاهانه و ناشیانه می گیرند چرا به این نکته توجه ندارند که نمی توانند عادت مردم را از آنها بگیرند. من به احترام سلیقه مردم به خودم اجازه ندادم که بیایم ربنای بهتری بعد از ۶ سال بخوانم اما این افراد چطور می توانند ربنای دیگری به جای آن بگذارند. بهتر است آنها کار دیگری تولید کنند تا بتوانند جایگزین ربنای فعلی بشود. می دانم که در رادیو و تلویزیون بسیار هزینه کردند تا ربنای شجریان را کس دیگری بخواند. اما باید بگویم که ربنایی که من خواندم و مردم آن را قبول کرده اند به این راحتی جایگزین نمی شود، مگر یک نفر دیگر بیاید چیزی دیگری بخواند

این هنرمند در پی این اظهارنظر كه، «عادت مردم را به این سرعت نمی توان تغییر داد، خصوصا اینکه نزدیک به ۳۰ سال است که ربنای شما با ماه رمضان عجین شده است»،مطرح كرد:«مردم ۳۰ سال است با این ربنا پای سفره افطار می نشیندند و با آن خاطره دارند. من هرگز به خودم اجازه ندادم که این ربنا را از مردم بگیرم و آن را از آنها دریغ کنم.

سال ۷۴ در نامه ای به آقای لاریجانی، رئیس وقت تلویزیون نوشتم که تنها موردی که اجازه می دهم صدای من از تلویزیون پخش شود، ربنا است که من آن را به مردم هدیه داده ام. من از این ربنا نه بهره ای می برم و نه شهرتم را زیادتر می کند، من کارم را ۳۲ سال پیش انجام داده ام و آن را به مردم هدیه داده ام. حالا برای ثواب یا وجدانم باشد این ربنا مال مردم است و من هم اجازه ندارم این را از مردم دریغ کنم. به همین دلیل رادیو و تلویزیون هم نمی تواند ربنا را از مردم دریغ کنند یا ربنای دیگری را جایگزین آن کند

به گزارش ایسنا،محمدرضا شجریان در بخش دیگری از این گفت وگو در پاسخ به این اظهارنظر كه؛« قبل از انقلاب، مرحوم ذبیحی ربنا و دعای مناجات قبل از افطار را خوانده بود و طبیعتا هم مردم به آن صدا عادت کرده بودند، اما امروز مخاطبان ربنای مرحوم ذبیحی نیز به ربنای شما عادت کرده اند. چه کردید که بتوانید این روند را تغییر بدهید؟»گفت:«هنرمند باید کارش را خوب بلد باشد. من از کودکی خواندن قرآن را آموخته بودم و با آن زندگی کرده بودم و تمام وجودم خوانندگی در آن زمینه بود. از ۱۸ سالگی به بعد که از خانه پدر بیرون آمدم، راه موسیقی پیش گرفتم در حالی که پیش از آن خواندن قرآن مثل زبان مادری ام بود. از سوی دیگر کارهای مرحوم ذبیحی را شنیده بودم و کارهای قاری های بزرگ عرب را شنیده و تمرین کرده بودم و این کار را خوب بلد بودم. در کار ما همه چیز در تکنیک خلاصه نمی شود. اگر کارتان را خوب بلد باشید و از روی صداقت کار کنید روی مردم تاثیر خیلی خوبی خواهد گذاشت. احتمالا این موارد روی مردم تاثیر گذاشته است و باعث شده که ربنا جاودانه بشود. زمانی که ربنا را خواندم برایم حالت مناجات داشت

این هنرمند در پاسخ به اینكه«یعنی ارتباط درونی برایتان شکل گرفته بود؟» مطرح كرد:«ارتباطی از ته دل بود. مثل فردی که دم افطار با خدای خودش نجوایی دارد. زمانی که آدم می خواهد با خدای خودش حرف بزند با خلوص کامل حرف می زند. زمانی که این حال و هوا درست در درون انسان باشد، حتی اگر صحبت هم بکند، قطعا تاثیر خودش را می گذارد. سوای آن من تکنیک هایی بلد بودم و تجربیاتی داشتم که قطعا در کار تاثیر می گذاشت. صرف نظر از ربنا، من در دیگر برنامه های موسیقی نیز مردم و هوش آنها را باور دارم و می دانم که مردم هوشمند هستند. زمانی که به این موارد اعتقاد دارید دیگر نمی شود به مردم دروغ گفت و به همین دلیل مردم شما را باور می کنند. من کار سیاسی نمی کنم اما به عنوان هنرمندی که در جامعه زندگی می کند حق دارم که شرایطی را که در جامعه پیش می آید قضاوت کنم. قاضی که نباید قوم و خویش یکی از طرفین باشد؛ قاضی در هر صورت قضاوتش را می کند. من به عنوان یک داور درباره اینكه مردم چه می خواستند و چگونه جواب شنیدند اظهار نظر كردم.حقیقت را كه نمی شود کتمان کرد

وی در ادامه ابراز عقیده كرد:«وقتی راه درست را می رویم تحت هیچ شرایطی نمی توانیم آن راه را عوض كنیم. این اعتمادی که مردم به من و صدای من دارند، باعث شده که جایگزین کردن ربنا دشوار و حتی غیرممکن شود. من ربنا را به مردم هدیه کردم و مال مردم هم هست، اگر ربنا را تلویزیون و رادیو پخش نکند، مردم خودشان آن را پخش می کنند.

شجریان در ادامه درباره اینكه «با این شرایط همچنان ربنا متعلق به مردم است؟» گفت"بله این ربنا همچنان متعلق به مردم است."

در سایت دل آواز آمده است: "تابستان سال ۱۳۵۸ محمدرضا شجریان در استودیو ربنا را بدون تکرار در ضبط خواند تا مشقی برای هنرمندان شود. اما این اثر بدون اجازه استاد آواز ایران به پخش رسید. اثری که در ۳۲ سال اخیر به راحتی جای خود در دل های مردم پیدا کرد و امروز به عنوان اثری ماندگار شناخته می شود."

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1391ساعت 9:16  توسط حمید قابلی  | 

سید حسام الدین سراج

سيد حسام الدين سراج

 سید حسام الدین سراج در سال 1337 در شهر اصفهان در خانواده ای صاحب ذوق دیده به جهان گشود. بزرگترین مشوق وی در تحصیل علم و هنر مرحوم پدرش بود . ایشان بر علوم قدیمه و ادبیات احاطه داشت و از صدای خوش آهنگی برخوردار بود و با اساتید ادب و هنر نظیر استاد جلال الدین همائی , استاد تاج اصفهانی , استاد حسن کسائی و ..... حشر و نشر داشت , به همین جهت فضائی مستعد برای تربیت فرزندانش فراهم آورده بود. در چنین محیطی جوانه های عشق و علاقه به شعر و موسیقی در جان و دل وی شکوفا شد .

سراج موسیقی را با آموختن تنبک از سیزده سالگی آغاز کرده , سپس سنتور را در اصفهان نزد استاد ساغری آموخته و برای تکمیل آن از اساتیدی چون فرامرز پایور , رضا شفیعیان و پشنگ کامکار بهره جسته است . در زمینه آواز از محضر مرحوم استاد محمود کریمی و استاد محمدرضا شجریان استفاده کرده است . در حال حاضر هم به اغتنام فرصت از محضر ایشان اساتید موسیقی و تحقیق در شیوه قدما بهره می برد. شاگردی و تعلم را بالاترین توفیق زندگی خود می داند و به همین لحاظ به موازات آموزش موسیقی تحصلات خود را در رشته معماری و شهر سازی در دانشگاه شهید بهشتی ادامه داده و موفق به اخذ فوق لیسانس معماری شده است .

در برخی از آثار که باصدای او شنیده ایم مانند (باغ ارغوان , شرح فراق , بی نشان , آئینه رو , نرگس مست , ماه نو و ..... ) آهنگسازی را نیز به عهده داشته است .

تحقیقاتی در باب زیبائی شناسی هنر و معماری و تطبیقث وجوه اشتراک هنرها دارد که بصورت رساله نهائی دانشگاهی ارائه شده و بعضا" به صورت مقاله در مجلات فرهنگی , هنری به چاپ رسیده است .

آثار موسیقی که تاکنون از او منتشر شده است عبارتند از :
نینوا , باغ ارغوان , وصل مستان , شمس الضحی , یاد یار , آفاق عشق ( خسرو شیرین , لیلی مجنون ) , طریقت عشق , شرح فراق , آئینه رو , دل آرا , بی نشان , نگاه آسمانی , نرگس مست , بوی بهشت , شهر آشنائی , رویای وصل , وداع , عشق و مستی , نازنین یار , ماه نو و آئینه و آه و .......

تا کنون کنسرت های موسیقی موفقی در کشورهای فرانسه , انگلستان , سوئیس , هلند , آلمان , یونان , اسپانیا , چین , ترکیه , کره , کانادا , آمریکا , و روسیه داشته است .

در فرازی از یکی از مصاحبه های هنری چنین اظهار میدارد : من خود را شاگرد کوچک مدارج نخستین آستان هنر می دانم و امیدوارم تا آخر عمر خاک پای اساتید عارف و عاشق این دیار سرمه چشم من باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391ساعت 16:27  توسط حمید قابلی  | 

سيد جلال محمديان خواننده ای توانا از کرمانشاه

سيد جلال الدين محمديان

 

سيد جلال محمديان به سال 1327 در کرمانشاه ديده به جهان باز كرد . در سال 1351 فعاليت رسمي و هنري خود را در فرهنگ و هنر استان باختران ( كرمانشاه ) شروع كرد و در سال 1355 به تهران آمد و براي اين كه بهتر بتواند گوشه ها و رديف هاي موسيقي اصيل ايران را فرا گيرد به عنوان شاگرد نزد محمد رضا شجريان مي رود . مدت سه سال ضمن كسب علم موسيقي از محضر محمد رضا شجريان ، همزمان در خدمت آقاي اصغر بهاري با ساز رديف هاي آوازي فرا مي گيرد ، سپس به مدت سه سال ديگر در كلاس شجريان كه در راديو تدريس مي كرد حضور پيدا مي كند و چون هيچوقت دست از فراگيري و يادگرفتن نمي كشيد به طور خصوصي به منزل مرحوم استاد محمود كريمي جهت تكميل نمودن دانش موسيقي خود مي رود و بسيار از اين كلاس استفاده مي برد .
در سال 1358 همكاري خود را با مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران ، آغاز و آهنگهای زیبایی خواند به نام(( هواي وطن )) با اركستر شمس ، (( قصر شيرين )) با اركستر اين مركز (( مردان خدا )) با اركستر تنبور شمس ، (( مظهر انوار )) با اركستر راديو ايران.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391ساعت 18:59  توسط حمید قابلی  | 

گروه مضراب پاییز امسال در کانادا و اروپا به روی صحنه می رود

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

جزئیات این اجراها در گفتگو با استاد حمید متبسم

استاد حميد متبسماستاد حميد متبسم

 

استاد حمید متبسم در گفتگو با خبرنگار موسیقی ایرانیان با اعلام این خبر درباره این اجرا گفت: «این اجرا‌ها با عنوان «زمزمه‌ها» به خوانندگی سپیده رییس سادات با رپرتواری کاملا جدید و متفاوت در دو بخش برگزار خواهد شد. در نخستین بخش از برنامه، قطعه «نوای دریا» از متبسم با تنظیمی جدید برای کوارتت مضرابی و ساز‌های کوبه‌ای اجرا می‌شود، سپس تصنیف «سوگنامه» بر اساس شعری از شفیعی کدکنی ساخته پژمان زاهدیان به روی صحنه می‌رود و در اخر همین بخش تصنیف «ای باغبان» به یاد دکتر محمد مصدق بر اساس شعری از اخوان ثالث ساخته رامین عظیمیان اجرا خواهد شد. در بخش دوم کنسرت هم مجموعه‌ای عاشقانه با نام «زمزمه‌ها» بر اساس اشعار شفیعی کدکنی اجرا می‌شود، این مجموعه که شامل شعری طولانی از شفیعی کدکنی با همین عنوان است توسط وی در مایه‌های ماهور، همایون شوشتری و دشتی ساخته شده است و هر بخش متناسب با فضای شعر عنوانی مختص خود با نام‌های به رنگ خواب (در مایه‌ای میان دشتی و ماهور)، از آیینه خورشید (در مایهٔ ماهور و شوشتری)، با چشمه ساران (در مایهٔ همایون)، در شبی خزانی (در مایهٔ دشتی و با یاد استاد حسن کسایی) و تا دریای تو (در مایهٔ دشتی) دارد.»

حمید متبسم (تار وسه تار)، پژمان زاهدیان (سه تار)، آرمان سیگارچی (بربط)، رامین عظیمیان (بمتار) و نغمه فرهمند (ساز‌های کوبه‌ای) به عنوان نوازنده، سپیده رییس سادات خواننده جوان و خوش آوای موسیقی ایران را در این تور کنسرت‌ها همراهی خواهند کرد.

لازم به ذکر است که گروه مضراب متشکل از یک کوارتت مضرابی (تار، سه تار، بمتار، بربط و ساز‌های کوبه‌ای) در سال ۱۳۸۴ توسط حمید متبسم در اروپا تاسیس شد و تاکنون کنسرت‌های متعددی در فستیوال‌های اروپایی همراه سالار عقیلی، بهرام باجلان و سپیده رییس سادات اجرا کرده است.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

منبع: موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1391ساعت 22:53  توسط حمید قابلی  | 

یادداشت مژگان شجریان دختر استاد محمد رضا شجریان در سوگ استاد حسن کسایی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

مژگان شجریان: صد افسوس، پیکر درخت سالخورده موسیقی سرزمین ما، عضو دیگرش را از دست داد. عضوی که دیریست به درد آمده بود و قرار از دل بی قرار عضوهای دگرش برده بود؛ عضوهای بی قراری که چو از دست بروند دیگر توان جایگزین کردن آن به دست مادر طبیعت شدنی نیست.

ای مادر طبیعت، ای مادر گیتی، روزی از تارک درخت سالخورده موسیقی ما مرغ سحر ها ناله سر می کردند، نای نی ها نوای درد جدایی سرمی دادند، تو بشنو نوای ناله‌هایی که از نامردمیها خسته است، تو بشنو نوای دل دردمند این درخت پیر را که هر عضوش را با خون دل به سینه خاک می سپارد.

ای دریغا بر شاخسار این درخت پیر کلاغ‌های سیه‌دل آشیان مرغان سحر را به خاک می کشند تا خود صدای دلخراش قارقارشان را هر روز به گوش خلق بخوانند؛ بخوانند تا که مردمان این سرا فراموش کنند نغمه‌هایی را که بر این شاخسار از گلوی مرغان عاشقش،‌ از نیستان وجودش، از نوای خشک ساز زخمه خوان دردهایش روزی شنیده‌اند.

وای اگر روزی این درخت پیر با تبر جهل و نادانی به خاک بیافتد دیگر از هیچ آشیانی صدای آشنای مهر نمی آید،‌ دیگر هیچ سایه‌ای بر سر مردمان این سرا ‌آتش خشم زمانه را سرد نمی کند.

آری آری هر عضوی که از این درخت پیر بر دل خاک می‌افتد افسوس افسوس دیگر بر تارک این درخت پیر، سبز نمی گردد.

قدرشان را، ارج‌شان را نیک بدانیم که دیگر روز مانند امروز دیرست، دیرست، دیرست.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1391ساعت 0:2  توسط حمید قابلی  | 

پیام تسلیت استاد محمدرضا شجریان برای درگذشت استاد حسن کسایی

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

محمدرضا شجریان استاد آواز ایران با انتشار پیامی درگذشت استاد  حسن کسائی را تسلیت گفت.
 
گزارش روابط عمومی شرکت فرهنگی هنری دل آواز مجمدرضا شجریان در این پیام آورده است:

«خداوندگار نی و. موسیقی، آن نابغه ی دورانها و یگانه ی تاریخ هنر، استاد حسن کسایی در ناباوری دوستان و دلباختگان هنرش چه دردناک از میان مان رفت و آتشی به دلهامان زد. جای آن بزرگمرد هنر برای همیشه خالی خواهد بود.

به همسر وفادار و فرزندان داغ پدر دیده اش صدها درود میفرستم، باشد من و خاندانم را، همراه همکاران و دیگر هنرمندان و ارادتمندان هنرش در غم خود شریک بدانند.

با ارادت و احترام
محمد رضا شجریان

خرداد 1391»

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 23:58  توسط حمید قابلی  | 

یاداشت استاد کیوان ساکت در سوگ استاد کسایی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com   

استاد كيوان ساكت

کیوان ساکت نوازنده برجسته تار:

 گمان مبريم «كسايي» ديگر نيست...

اي كسايي! ارجمند هنرمندان! گمان مبر كه نيستي. آناني نيستند كه هنر والاي تو را درك نكردند. بزرگ‌مرد چه بسيار از تو آموختم و چه بسيار اشك شوق از ديدگانم جاري ساختي. مرتبه والاي تو بزرگمرد را، آن زمان بيشتر دريافتم كه از سر بزرگي مرا لايق مهر خود دانستي و مُهر تاييد بر پيشاني هنرم زدي. در ماتم تو من نه، كه ايران در سوگ است. موسيقي ايران پدر خويش را از دست داد. دردا و دريغا... وا حسرتا...

ساز «ني» اعتبار كنوني‌اش را مديون استاد فقيد «حسن كسايي» است. صداي ني كسايي آن‌چنان غني و سرشار از مفاهيم پر رمز و راز موسيقي بود كه هر شنونده‌اي را مفتون خويش مي‌ساخت. «ني» كسايي چكيده‌اي است از موسيقي بزرگاني نظير استاد «ابوالحسن صبا» كه صبا خود مجموعه‌اي است از موسيقي اصيل ايران. استاد كسايي در محضر چنين بزرگ‌مردي پرورش يافته بود و نه تنها خداوندگار بي‌بديل «ني‌نوازي» بود بلكه با آواز و سه‌تار هم به نيكي آشنا بود. خط، خوش مي‌نوشت و گنجينه‌اي از شعر و ادب پارسي را در سينه داشت.

و حالا درگذشت استاد بي‌بديل «ني» و موسيقي ايراني، استاد «حسن كسايي» را به جامعه موسيقي ايران و جهان تسليت مي‌گويم. استاد حسن كسايي شخصيتي بود كه تاثير فراواني در موسيقي ايران و بخصوص در ني‌نوازي گذاشت. فقدان اين هنرمند گرانمايه را به ملت ايران تسليت مي‌گويم. او از زمره كساني بود در هنر كه هرگز جانشيني نخواهند داشت. يادش گرامي و روحش در آرامش باد.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

منبع:ایسنا

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 19:41  توسط حمید قابلی  | 

تصويري از استاد كسايي در نوجواني

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

مراسم ترحیم استاد کسایی در آیینه تصویر  

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

 حضور استاد محمد رضا لطفی در مراسم ترحیم استاد کسایی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

حضور حسام الدین سراج و علیرضا افتخاری در مراسم ترحیم استاد کسایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391ساعت 18:32  توسط حمید قابلی  | 

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود.................... هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

  پیام تسلیت علیرضا قربانی خواننده سنتی برای درگذشت زنده یاد استاد کسایی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

علیرضا قربانی – خواننده سنتی- در پیامی درگذشت زنده یاد استاد حسن کسایی نوازنده پیشکسوت نی را تسلیت گفت. به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، علیرضا قربانی نوشته است: «افسوس ... بازهم ناگریزیم در اندوه از دست دادن استادی یگانه بباریم چونان ابری در بهار...» او در ادامه می نویسد: «حسن کسایی، مردمی که صدای سازش اعجاز قرن معاصر بود و خواهد بود به دیدار دوست روانه شد. این تلخی همواره را خدمت شما عاشقان هنر تسلیت عرض می کنم. قربانی در پایان این یادداشت نیز آورده است: «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است در جریده عالم دوام ما»

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1391ساعت 17:45  توسط حمید قابلی  | 

آنکه شد زنده جاوید کجا می میرد... استاد حسن کسایی

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

باز هم گلي از گلستان فرهنگ و هنر و موسيقي پرپر شد

آنکه شد زنده جاوید کجا می میرد...

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

او که یکی از چهره‌های نامدار موسیقی ایران و مکتب اصفهان بود، سوم مهر سال ۱۳۰۷ در کوچه باغ کلم، محله بید آباد اصفهان متولد شد. او از سن ۵سالگی (۱۳۱۲) کار موسیقی را با فراگیری هنر آواز نزد استاد جلال تاج اصفهانی آغاز کرد.

ذوق موسیقایی او به حدی بود که باعث شد یک سال پس از آن (سال۱۳۱۳) به حضور بزرگانی چون اسماعیل ادیب خوانساری، اکبر خان نوروزی، غلامرضا خان سارنج، سید حسین طاهرزاده، علی شهناز و محمد طاهرپور برسد.

در واقع کسایی دو سال قبل از رفتن به مدرسه فعالیت موسیقایی‌اش را آغاز کرده بود. او در سن ۱۰ سالگی(۱۳۱۷) به محضر استاد ابوالحسن صبا و حسین تهرانی(نوازنده نامدار تمبک) می‌رسد و در نخستین دیدار آوازی در ابوعطا با همراهی ویلن استاد صبا‌ می‌خواند.

یک سال بعد وی موفق می‌شود اولین تجربه صحنه‌ای خود را با همراهی فلوت نصیر ثقفی در مایه بیات ترک در دبیرستان سعدی اصفهان اجرا کند.

سال ۱۳۱۹ نقطه عطفی در زندگی حسن کسایی به شمار می‌رود، چرا که وی با ساز نی که آن زمان به اعتقاد بسیاری از اهل موسیقی صدایی گوش‌آزار داشت آشنا می شود . دو سال بعد (۱۳۲۱) وی با مهدی نوایی از نوازندگان شناخته شده نی آشنا و به مدت سه ماه نزدش آموزش می‌بیند.

نخستین اجرای رادیویی حسن کسایی به سال ۱۳۲۲ باز ‌می‌گردد که وی قطعاتی را در دستگاه سه گاه با نواختن چهارمضراب معروف ابوالحسن صبا در این دستگاه (چهار مضراب زنگ شتر) در رادیو ایران اجرا می‌کند.

دو سال بعد (۱۳۲۴) وی دومین اجرای خود را با جانشینی نی برای ویلن استاد صبا در برنامۀ سولیست‌های خارج از کشور در رادیو ایران می‌نوازد ویک سال بعد دستگاه ریل گراندیک را ابتیاع می‌کند تا آثارش را در منزل ضبط و برای پخش هفتگی به رادیو تهران ارسال کند.
در سن ۲۰ سالگی (۱۳۲۷) نخستین اجرای تکنوازی نی خود را در دستگاه همایون در تئاتر اصفهان به صحنه برد و یک سال بعد قطعه معروف سلام را در دستگاه چهارگاه می‌سازد که از معروفترین قطعات موسیقی ایرانی به شمار می‌رود. این قطعه بعدها از سوی حسین علیزاده در آلبوم صبحگاهی با سازبندی وارکستراسیونی حجیم بازسازی می‌شود.

سال ۱۳۲۹ وی به اتفاق جلال تاج اصفهانی، جلیل شهناز، محمد طاهرپور و منوچهر سلطانی به همکاری واجرای موسیقی با رادیو ارتش ایران می‌پردازد که روزهای چهارشنبه هر هفته پخش می‌شد. درهمان سال برای نخستین بار نی را در ارکستر رادیوی ارتش به کار می‌گیرد.

ساخت و اجرای قطعة معروف «هشت بهشت» و اجرای کنسرت در شهرهای آبادان و خرمشهر به نفع بی بضاعت های ژاندارمری، همراه جلال تاج اصفهانی و جلیل شهناز شهرتی برای کسایی به ارمغان می‌آورد تا مجله موزیک ایران در شماره ۱۹ خود(۱۳۳۲) با چاپ عکسی از کسایی ۲۵ ساله در روی جلد خود از او به عنوان استاد نی یاد کند.

علاقه‌مندی به سه‌تار سبب می‌شود تا کسایی از سال ۱۳۳۳ برای بهره‌گیری از مکتب سه تار نوازی ابوالحسن صبا به نزد وی برود و همزمان از محضر عبدالحسین صبا و ارسلان درگاهی نیز بهره بگیرد.

یک سال بعد (۱۳۳۴) کسایی به تهران می‌آید تا کارهایش را در عرصه‌ای وسیع تر در اختیار عموم قرار دهد ، همکاری با برنامه‌های موسیقی رادیو ایران و ضبط آثار ماندگار به همراه خوانندگان و نوازندگان ممتاز، همچنین ضبط انبوه برنامه‌های خصوصی حاصل چنین هجرتی است که از جمله آنها ساخت آهنگ معروف «در کُنج دلم» بر روی شعر پژمان بختیاری و اجرای آن توسط علی زاهدی، داریوش رفیعی و منوچهر همایون‌پور بود.

در همین سال پدر کسایی دار فانی را وداع می‌گوید و وی به رهبری استاد صبا و با همراهی محجوبی، مجد، تهرانی، بنان، پاشوکی و ... در وزارت خارجه کنسرتی می‌دهد.

شرکت در سلسله برنامة گل‌ها به دعوت داود پیرنیا (گل‌های جاویدان، گل‌های رنگارنگ، برگ سبز، یک شاخه گُل، گلچین هفته و گُل‌های تازه) از دیگر برنامه‌های کسایی در مدت اقامتش در تهران بود که تا سال ۱۳۵۷ادامه می‌یابد.

سال ۱۳۴۲ وی به همراه جلیل شهناز، حسین تهرانی و حسین قوامی در حضور یهودی منوهین نوازنده نامدار ویلن در کنفرانس سالیانه جهانی موسیقی در تهران به اجرای برنامه می‌پردازد و دو سال بعد هم ازدواج کرده و زندگی مشترکی را شکل می‌دهد.

از سال ۱۳۴۶ فضای کاری کسایی ابعادی جهانی هم پیدا می‌کندو بسیاری از نوازندگان شاخص از وجود چنین نابغه‌ای در موسیقی ایران خبردار می‌شوند که حاصل آن ضبط یک صفحه دو رو در مایه‌های شور و ماهور به همراه تنبک جهانگیر بهشتی (توسط کمپانی C.B.S فرانسه) و انتشار در تمام نقاط جهان(۱۳۵۴) واجرای برنامه‌های متعدد در جشن هنر شیراز (حافظیه) تا سال ۱۳۵۶ و ملاقات با نوازندگان بزرگ جهان از جمله: راوی شانکار، شاران رانی، بسم ا... خان، تران وانکه و... است.

در این مدت کسایی همکاری خود با رادیو اصفهان ونیز شهر اصفهان استمرار‌ می‌دهد و ریاست شورای موسیقی این رادیو را عهده دار می‌شود.

ضبط و ارائه یک دوره ردیف موسیقی ایرانی، با عنوان: «آشنایی با موسیقی اصیل ایرانی» با سه تار و آواز (رادیو اصفهان).(۱۳۵۲)، برگزاری مراسم تجلیل (از طرف وزارت فرهنگ و هنر) در سالن شیر و خورشید اصفهان و اجرای قطعاتی به همراه آواز تاج اصفهانی(۱۳۵۵) و فعالیت و تدریس در مرکز فرهنگی رادیو اصفهان و دانشگاه فارابی این شهر -که از سال ۱۳۵۰ شروع و تا سال ۱۳۵۷ادامه می‌یابد- از جمله تلاش‌های کسایی به شمار می‌‌رود.

در همین سال‌ها وی به همراه حسین تهرانی، مرتضی نی‌داود( نوازنده تار و ردیف دان و سازنده تصنیف معروف مرغ سحر)نشان لیاقت هنری از وزارت فرهنگ و هنر وقت را دریافت می‌کنند.

بعد انقلاب به دلیل فضای نه چندان مناسبی که برای موسیقی ایجاد می‌شود، وی آخرین برنامه رسمی خود را در رادیو ایران با همکاری جلیل شهناز و محمد رضا شجریان و جهانگیرملک اجرا می‌کند. در این سال و تا قبل از سال ۶۱ آرشیو موسیقی رادیو اصفهان از بین می‌رود و کسایی هم از صداو سیما برکنار و حقوقش قطع می‌شود.

در گذشت مادر (۱۳۶۱) از جمله اتقاقات غم انگیز زندگی استاد کسایی بود. سال بعد کسایی قطعه معروف «اشک نی» را می‌سازد و بعد از آن تا سال ۱۳۶۹ که سفری به کشورهای آلمان، انگلستان، فرانسه، هلند کرده و در چند برنامه رادیویی برنامه‌ای اجرا می‌کند، عملا کار خاصی صورت نمی‌دهد. در همین سال تندیس وی درگالری مفاخر هنری جهان لندن نصب می‌شود.

باشرکت در جشنواره نی‌نوازان ( تالار اندیشه)(۱۳۷۰) فعالیت دوباره استاد کسایی رونق می‌گیرد و سه سال بعد(۱۳۷۴) صدا و سیما مستمری وی را برقرار می‌کند و درسال ۱۳۷۸ موفق به دریافت نشان درجه یک فرهنگ و هنر در جامعه موسیقی می‌شود که هیئت دولت به وی اعطاء کرد. سال ۱۳۸۱ هم لوح چهره ماندگار موسیقی را از صداو سیمای دوره علی لاریجانی دریافت می‌کند.

کسایی در سال‌های دهه هفتاد(۱۳۷۵) به آمریکا و کانادا سفر کرده و در محافل مختلف شعر و موسیقی شرکت می‌جوید و درسال ۱۳۷۶ هم به همت محمد رضا لطفی انجمن دوستداران موسیقی ایرانی واشنگتن مجلس گرامیداشتی برای وی برپا می‌دارند.
سال ۱۳۸۱ محمد جوادکسایی( فرزند استاد) کتاب «از موسیقی تا سکوت» را که حاصل نیم قرن تلاش موسیقایی حسن کسایی است،‌ با مقدمه بیژن ترقی از سوی نشر نی به بازار کتاب عرضه می‌کند.

کسایی درکی ویژه از موسیقی سنتی ایران دارد و ذوقی تحسین برانگیز در ادبیات و شعر وخوشنویسی و حافظه‌ای حیرت انگیز در به خاطر سپردن نغمات واز آن مهمتر قدرت آفرینشگری و تحلیلی منحصر به فرد در واکاوی زوایای موسیقی ایران. همین امر سبب شده است تا ضبطی که وی از موسیقی ردیفی ایران( مرداد ۱۳۸۵) با سه تار وآواز و نی(تیر ۸۶) انجام داده است از جهاتی منحصر به فرد باشد.

استاد کسایی پیش از این هم درباره موسیقی ردیفی اجرایی چند ساعته در رادیو اصفهان داشت که با سه تار و آ‌واز ظرایف و دقایق این موسیقی را بیان کرده بود.

از کارهای اخیر کسایی می‌توان به آلبوم دختر گلفروش با تنظیم مهرداد یزدانی و آواز علی جهاندار و گفت‌وگوی نی و تار که حاصل همنوازی استاد با شهرام میرجلالی است اشاره کرد
.

منبع:افکار نیوز

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1391ساعت 16:15  توسط حمید قابلی  | 

استاد بهاري فرزند دهه طلايي 1280شمسي

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 استاد علي اصغر بهاري

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

بیستم خرداد ماه، سالروز درگذشت هنرمندی دوست داشتنی است. زنده یاد استاد علی اصغر بهاری، یگانه حلقه کمانچه نوازی دو نسل دیروز و امروز بود. از این نظر تنها استاد گرامی حسن کسایی را می توان مثال زد که او نیز تنها حلقه اتصال نوازندگی نی از گذشته به امروز هستند. به جرئت می توان گفت همه آنهایی که کمانچه و نی می نوازند، به نوعی شاگرد این دو هنرمند برجسته به حساب می آیند.

علي اصغر بهاري ، به سال 1284 در ناحيه بازار عباس آباد تهران متولدشد. وی اصالتاً اهل بهار همدان بود.

 پدرش محمد تقی خان وی را تحت تعلیم مستقیم خود قرار داد و به او طرز نواختن کمانچه را آموخت ولی پس از سه سال به وی گفت که از این به بعد باید به نواختن کمانچهء دایی هایت گوش فرادهی و طرز نواختن آنها را بیاموزی.

علي اصغر سه دايي داشت به نامهاي : اكبر ، رضا و حسن كه هر سه از نوازندگان خوب و بنام كمانچه بودند و در اركستر بزرگ بيست و چهار نفري كه آقا ناظم ، پدر مرتضي خان محجوبي ترتيب داده بود شركت مي كردند ساير اعضاي اين اركستر . نوازندگان و خوانندگاني نظير : درويش خان ، حسين خان اسماعيل زاده ، طاهرزاده ، اقبال السلطان و غيره بودند واين نشانگر آنست كه همكاري كردن در يك اركستر با اساتيد موسيقي وقت حتما مهارت و تبحر مي خواست .

علي اصغر بهاري، از دايي هاي خود چيزهايي را كه بايد بياموزد آموخت تا اينكه در هجده سالگي همراه با اركستر ابراهيم خان منصوري در كنسرتي كه در يك سالن بر پا شده بود شركت مي كند و از همين جا آوازه شهرت بهاري به گوش موسيقي دانان مي رسد و او را بنام نوازنده خوب و آگاه به نواختن گوشه هايي ايراني مي پذيرند .

بهاري پس از چندي در مشهد كلاس موسيقي جهت تعليم مي گشايد و يك سال هم با حبيب سماعي استاد سنتور كار مي كند و شاگرد تعليم مي دهند و بعدا به تهران مي آيد و توسط استاد روح الله خالقي به مدرسه موسيقي جهت تعليم دعوت مي شود و در هنرستان شروع به همكاري مي نمايد .

وي با همكاري با مركز حفظ و اشاعه موسيقي ايران ، شاگردان خوبي را تربيت كرد كه هر كدام هم اكنون يكي از بهترين كمانچه كش هاي كشور مي باشند . اصغر بهاري مردي است صادق و خوشرو و بي تكبر و خلاصه استاد و هنرمندي است از هر جهت والامقام و براي آموختن به شاگردان خود از هيچ كوشش و از خود گذشتگي دريغ نمي كند .

در سال 1332 به راديو دعوت مي شود و در اركستر هاي مختلف كه استاداني نظير : صبا ، عبادي ، حسين تهراني و غيره شركت داشتند ، همكاري مي كند . علي اصغر بهاري ، مدتي نيز در دانشگاه تهران به تعليم هنر آموزان مي پردازد و اولين هنرمندي است كه در تلويزيون تكنوازي كرد و مدت هشت بار به دعوت دولتهاي فرانسه ، بلژيك و آلمان جهت اشاعه و شناساندن موسيقي ملي و اين ساز اصيل ايراني ، به آن ممالك مسافرت كرد . علي اصغر بهاري ، يكي از اساتيد و بهترين كمانچه كش هاي ادوار موسيقي سنتي و نوين ايران مي باشد .

به نقل از استاد بهاری در آن زمان در ایران نوازندگان کمانچه وجود نداشت و استاد تنها کسی بود که در آن موقع در تمامی گروه ها به نواختن ساز می پرداخت .

علي اصغر بهاري ، به سال 1284 در ناحيه بازار عباس آباد تهران متولدشد. وی اصالتاً اهل بهار همدان بود.

 پدرش محمد تقی خان وی را تحت تعلیم مستقیم خود قرار داد و به او طرز نواختن کمانچه را آموخت ولی پس از سه سال به وی گفت که از این به بعد باید به نواختن کمانچهء دایی هایت گوش فرادهی و طرز نواختن آنها را بیاموزی.

علي اصغر سه دايي داشت به نامهاي : اكبر ، رضا و حسن كه هر سه از نوازندگان خوب و بنام كمانچه بودند و در اركستر بزرگ بيست و چهار نفري كه آقا ناظم ، پدر مرتضي خان محجوبي ترتيب داده بود شركت مي كردند ساير اعضاي اين اركستر . نوازندگان و خوانندگاني نظير : درويش خان ، حسين خان اسماعيل زاده ، طاهرزاده ، اقبال السلطان و غيره بودند واين نشانگر آنست كه همكاري كردن در يك اركستر با اساتيد موسيقي وقت حتما مهارت و تبحر مي خواست .

علي اصغر بهاري، از دايي هاي خود چيزهايي را كه بايد بياموزد آموخت تا اينكه در هجده سالگي همراه با اركستر ابراهيم خان منصوري در كنسرتي كه در يك سالن بر پا شده بود شركت مي كند و از همين جا آوازه شهرت بهاري به گوش موسيقي دانان مي رسد و او را بنام نوازنده خوب و آگاه به نواختن گوشه هايي ايراني مي پذيرند .

بهاري پس از چندي در مشهد كلاس موسيقي جهت تعليم مي گشايد و يك سال هم با حبيب سماعي استاد سنتور كار مي كند و شاگرد تعليم مي دهند و بعدا به تهران مي آيد و توسط استاد روح الله خالقي به مدرسه موسيقي جهت تعليم دعوت مي شود و در هنرستان شروع به همكاري مي نمايد .

وي با همكاري با مركز حفظ و اشاعه موسيقي ايران ، شاگردان خوبي را تربيت كرد كه هر كدام هم اكنون يكي از بهترين كمانچه كش هاي كشور مي باشند . اصغر بهاري مردي است صادق و خوشرو و بي تكبر و خلاصه استاد و هنرمندي است از هر جهت والامقام و براي آموختن به شاگردان خود از هيچ كوشش و از خود گذشتگي دريغ نمي كند .

در سال 1332 به راديو دعوت مي شود و در اركستر هاي مختلف كه استاداني نظير : صبا ، عبادي ، حسين تهراني و غيره شركت داشتند ، همكاري مي كند . علي اصغر بهاري ، مدتي نيز در دانشگاه تهران به تعليم هنر آموزان مي پردازد و اولين هنرمندي است كه در تلويزيون تكنوازي كرد و مدت هشت بار به دعوت دولتهاي فرانسه ، بلژيك و آلمان جهت اشاعه و شناساندن موسيقي ملي و اين ساز اصيل ايراني ، به آن ممالك مسافرت كرد . علي اصغر بهاري ، يكي از اساتيد و بهترين كمانچه كش هاي ادوار موسيقي سنتي و نوين ايران مي باشد .

به نقل از استاد بهاری در آن زمان در ایران نوازندگان کمانچه وجود نداشت و استاد تنها کسی بود که در آن موقع در تمامی گروه ها به نواختن ساز می پرداخت .

استاد بهاری و ساز کمانچه:
برخی از سازهای قديمی و سنتی موسيقی ايران ، در صد سال گذشته از رواج و رونق افتاده و يکی دو تا از آنها حتی متروک مانده اند. نفوذ و تأثير فرهنگ مغرب زمين در ايران اگرچه سبب آگاهی های ارزشمند جامعه از دانش و هنر امروز شده است ولی به هر حال در بعضی موارد به سود سنت های فرهنگی و هنری ما عمل نکرده است. ورود بسياری از سازهای اروپايی که از امکانات فنی گسترده ای برخوردارند در آغاز، برخی از سازهای سنتی مارا در سايه قرار داد.

فلوت جای نی را گرفت، قره نی و ترومپت به جای سرنا و کرنا نشست و ويولن جانشين کمانچه شد. بديهی است که امکانات فنی و توانايی های صوتی فلوت و ترومپت و ويولن بسيار بيشتر از نی و سرنا و کمانچه بود و جاذبه های بسيار در ميان هنرجويان و علاقمندان به موسيقی به وجود می آورد.ولی اين نکته از نظرها پنهان مانده بود که ويژگی های موسيقی سنتی ما با همان خصوصيات صوتی سازهای خودمان سازگارتر است. دست کم بايد انديشيده می شد که اگر ويولن و فلوت نيز فی المثل توانايی انطباق با نيازمنديهای موسيقی ملی را دارند، نبايد ولی جای سازهای سنتی چون نی و کمانچه را تنگ کنند. 

به هر تقدير چنين شد و در اين ميان کمانچه بيش از سازهای ديگر مورد بی مهری قرار گرفت. با ورود ويولن، تقريباً تمامی کمانچه کشان به اين ساز پرجاذبه تازه وارد، روی آوردند و کمانچه را به کناری نهادند، بی آنکه ويولن را نيز آنگونه که بايد به کار گيرند. همان شيوه قديمی کمانچه کشی را روی ويولن پياده کردند. تنها تفاوت آن بود که کمانچه را عمودی بر زمين تکيه می دادند و ويولن را افقی، زير چانه می گذاشتند! 
نامگذاری ناصرالدين شاه بر روی ويولن، که آن را "کمانچه فرنگی" ناميده ، چندان دور از واقعيت زمانه نبوده است! اين وضعيت البته دوام نياورد. با ظهور " ابولحسن صبا " در جامعه موسيقی ايران، ويولن، شيوه نواختن ويژه خود را پيدا کرد. يعنی در واقع "ويولن با هويت ايرانی" به دنيا آمد. کمانچه نيز نوازنده برجسته ای چون "علی اصغر بهاری" پيدا کرد که اگرچه او نيز زمان کوتاهی به ويولن روی آورد، ولی به زودی آن را به کناری نهاد و سال های دراز، تا پايان عمر، به شيوه مرسوم سنتی کمان را بر کمانچه کشيد، شاگردان بسيار پرورش داد و از نو بر رونق و رواج کمانچه افزود. بهاری اگر زنده مانده بود، هم اينک صد ساله می بود ولی او ده سال پيش چشم از جهان فروبست. 

استاد بهاری به گفته خودش، در هجده سالگی ديگر به مرز مهارت رسيده بود و می توانست در محافل و کنسرت ها، هنرنمايی کند.
همانگونه که پيشتر اشاره کرديم، علی اصغر جوان نيز مجذوب ساز تازه وارد ويولن شد و بيست و پنج ساله بود که نواختن آن را نيز فرا گرفت.علی اصغر بهاری از سال ۱۳۳۲
، از سوی "جواد معروفی" که برنامه های موسيقی راديو را زير نظر داشت به همکاری با اين سازمان دعوت شد. 

بهاری که می ديد روز به روز بر شمار نوازندگان ويولن افزوده می شود و حدود سی چهل سال می شود که کمانچه متروک افتاده است، انديشيد که بهتر است به جای ويولن، به تيمار کمانچه سنتی بپردازد. معروفی نيز اين انديشه را پسنديد و نوای زيبای کمانچه بهاری، برای نخستين بار از راديو پخش شد.

از آن پس بهاری نيز چون هنرمندان برجسته ديگر، ابولحسن صبا و مرتضی محجوبی و حسن کسايی و احمد عبادی و رضا ورزنده، از تکنوازان ثابت قدم راديو به شمار آمد.بهاری خود در مورد نخستين برنامه تکنوازی خود در راديو و بازتاب آن گفته است: "همان روز اول که من کمانچه زدم، ناگهان برنامه شهرت فوق العاده ای پيدا کرد. حتی خود من تصور آن را نمی کردم که اين ساز فراموش شده، آنقدر طالب داشته باشد. از همه جا به سراغ من آمدند. موسيقی دان هايی هم که قبلاً مرا نمی شناختند، با من آشنا شدند و مرا به ادامه کار با کمانچه تشويق کردند.

کمانچه، در همه جا
چندی بعد، "روح الله خالقی" رئيس هنرستان عالی موسيقی، از علی اصغر بهاری خواست که کلاسی برای کمانچه را در هنرستان اداره کند و از آن گذشته با ارکستر سازهای ملی به همکاری بپردازد.برخی از شاگردان پيشرفته ويولن، به توصيه خالقی، در کلاس کمانچه بهاری به شاگردی نشستند و بعدها خود به نواختن کمانچه در ارکسترها پرداختند.رفته رفته شهرت بهاری فراگيرتر شد و بيشتر مراکز آموزشی موسيقی برای کمانچه او نيز کلاسی بنياد کردند از جمله می توان از مرکز حفظ و اشاعه موسيقی وابسته به سازمان راديو تلويزيون ايران و بخش موسيقی دانشکده هنرهای زيبا، در دانشگاه تهران ياد کرد. در مرکز حفظ و اشاعه بهاری، علاوه بر تدريس، رديف کمانچه را نيز به تمامی نواخته و به ضبط درآورده است. علی اصغر بهاری در سال های پيش از انقلاب، به دعوت مراجع فرهنگی بين المللی سفرهای متعددی به کشورهای آسيايی و اروپايی داشته است. او در اين سفرها علاوه بر شرکت در کنسرت های موسيقی ملی، نواخته های خود را به بنگاه های ضبط صفحه سپرده است. برخی از صفحات موسيقی سنتی ايران که از سوی يونسکو، انتشار يافته، نواخته های کمانچه بهاری را نيز در خود دارد.

حضور علی اصغر بهاری در جامعه موسيقی ايران گذشته از جاذبه هايی که در اجرای موسيقی سنتی پديد آورده، تاثيری دراز مدت و مستمر نيز در جامعه بر جای نهاده است: از نو سربرآوردن کمانچه و رواج و رونق آن در ايران پس از انقلاب. اينک کمتر گروه سنتی موسيقی را می توان يافت که کمانچه در آن نباشد. اين بار البته رغبت غميادانه به کمانچه، می توانست سرنوشت پيشين کمانچه را برای ويولن رقم بزند. ولی خوشبختانه، پايداری و شکيبايی ويولن نوازان برجسته ايرانی، با همه راهبندان هايی که پيش روی خود دارند، اين ساز را همچنان سرپا نگاه داشته است. 
استاد بهاري فرزند دهه طلايي 1280 است که روز بيستم خرداد ماه 1374 روي در نقاب خاک کشيد.در آستانه نوروز سال 1375 خورشيدي، زنده ياد ناصر فرهنگفر، غزلي را سرود که مطلع آن بيانگر احساس تالم شديد و آينه تمام نماي غبن و حسرت موجود در خانواده موسيقي بود و در عين حال ميزان اعتبار و محبوبيت زنده ياد استاد علي اصغر بهاري را در بين هنرمندان موجه و ارجمند موسيقي اصيل، نشان مي داد : "آمد بهار و سبزه و من بي بهاري ام" .
"... براي اولين بار مونس صداي گوش و دل نواز کمانچه پدر بزرگم ( ميرزا علي خان بهاري) شدم، نه فقط او، که صداي ساز دايي بزرگم رضا خان که ماهرانه کمانچه مي نواخت و نيز ....
دايي ديگرم اکبر خان، مرا با اين ساز
رابطه و عشقي جانانه - بخشيد، پدر بزرگم دو سال با حوصله و صبر تمام زير و بم هاي ساز
کمانچه را به من آموخت تا آنکه سرانجام ادامه تعليم مرا به دايي ها سپرد.
او دقيقا 90 سال عمر کرد؛ از سال 1284تا بيستم خردادماه 1374 که اين عمر پربرکت درعرصه موسيقي بسيار پر بار و جريان ساز بوده است؛روانش شاد يادش گرامي
.
 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1391ساعت 20:32  توسط حمید قابلی  | 

آزيتا مستوفی" نوازنده برجسته سنتور و شاگرد استاد پایور

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

آزیتا مستوفی" نوازنده برجسته سنتور به سال ١٣٤٢ در تهران چشم به جهان گشود.

از آنجاييكه پدر آزيتا , "ايرج مستوفي" (نوازنده ي فلوت) با "حسين ملك " و "اسدالله ملك" دوست و همكار بود و برادران ملك در منزل پدري ايشان رفت و آمد داشتند , آزيتا با موسيقي سنتي آشنا شد و با كمك پدر و مادرش به هنرستان موسيقي رفت تا موسيقي ياد بگيرد. در آن موقع "مصطفي كمال پورتراب" از آزيتا امتحان گرفت و به استعداد او در موسيقي پي برد.

در آن هنگام كه آزيتا تنها ٩ سال داشت ساز سنتور را انتخاب كرده و يادگيري سنتور را نزد "مينا افتاده" آغاز كرد. پس از آن به نزد "رضا شفيعيان" رفته و مدتي نيز با ايشان كار كرد تا آنكه در نهايت به مدت زيادي با "ارفع اطرايي" به آموزش رديف هاي سازي صبا و پايور و رديف آوازي كريمي را روي سنتور پرداخت. آزيتا مستوفي كه اين مطالب را در مصاحبه ي تلفني به اينجانب مي گفت چندين بار تاكيد كرد كه در يك كلام خودش را مديون "ارفع اطرايي" مي داند.

آزيتا جهت ادامه يادگيري نكات ظريف سنتور به صورت خصوصي به كلاس هاي درس استاد بزرگ سنتور "فرامرز پايور" رفت به صورتيكه رضايت ايشان را جلب نموده و جزو فهرست شاگردان مورد تاييد استاد مي باشند.

از فعاليت هاي آزيتا مي توان به تدريس در تهران و اصفهان , همچنين همكاري با "محمد علي قدمي" (خواننده) و همچنين همكاري با اركستر سمفونيك به رهبري "نادر مرتضي پور" و به خوانندگي "حسين سرشار" به مدت پنج شب در تالار وحدت به مناسبت هفته ي وحدت اشاره كرد. از ديگر كارهايي كه آزيتا با تاكيد ياد كرد برنامه هاي سالانه ي بزرگداشت "محمود كريمي" در منزل شخصي برادر ايشان است كه بسياري از بزرگان موسيقي در اين محفل دوستانه ي هنري جمع مي شدند.

او همچنين اشاره كرد كه در يكي از همين محافل يادبود "محمود كريمي" , "محمد ميرنقيبي" (سرپرست برنامه گلها و ناظم هنرستان موسيقي) به وجد آمده و آزيتا را با عنوان "صدف هنرستان" مورد تشويق قرار مي دهد.

آزيتا در سال ١٣٦٩ به آلمان آمده و پس از مدتي فعاليت هاي هنري اش را از سر مي گيرد كه مي توان به تدريس در شهر هاي اروپايي , برگزاري كنسرت هاي متعددي در اروپا اشاره كرد. هنرمنداني كه آزيتا با آنان همكاري كرده است عبارتند از: دلكش , رحمت الله بديعي , سعيد فرجپوري , مجيد درخشاني , بهرام باجلان , مريم آخوندي و سروش ايزدي (دكتر سوسن مطلوبي).

آزيتا مستوفي همراه با همسر و فرزندانش در آلمان زندگي مي كند.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1391ساعت 19:33  توسط حمید قابلی  | 

بيو گرافي و زندگينامه علي اكبر خان نوروزي (به بهانه سالگرد درگذشت وي در 13 خردادماه 1329)

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

اکبرخان نوروزی به سال ۱۲۶۰ ه.ش. در روستای قـُهجابـَرِستان واقع در شرق استان اصفهان به دنیا آمد. در سه سالگی مادر و در نـُه سالگی پدر خویش را از دست داد. او که تا این زمان از روستای خود پا فراتر نگذاشته بود در نه سالگی به اصفهان آمد. کمی بعد٬ به استخدام گروه‌هایی از نوازندگان مجلسی درآمد و در زمانی که رقص زنان در مجالس و محافل مرسوم نبود و به جای آن از پسران کم سن و سال استفاده می‌شد٬ کارکردن را با رقص در جشنها و مراسم مختلف آغاز کرد. آوازه‌ کارش به سرعت اصفهان و بعد شهرهای مجاور و سپس نقاط دورتر را درنوردید. آراستگی چهره و هنرش٬ حتی در راه رفتن و رفتارش٬ باعث شده بود تا هر خروجش از خانه٬ انبوهی از مردم را که مشتاق دیدن او بودند به دنبال وی بکشاند.

شوربختانه این شهرت و هنر پس از چند سالی با اعتیاد به تریاک و مشروبات الکلی درهم آمیخت. چهره اش درهم شکست و قابلیتهای هنریش روبه کاستی نهادند. دراین برهه از زندگی٬ ابتدا تلاش کرد تا با استفاده از لباس‌هایی فاخته و زیبا بر زشتی‌های ایجاد شده پرده‌ای بکشد و همچنان خود را گل سرسبد مجالس نگاه دارد. اما از سویی دیگر بازار کار اکبرخان که حالا حدود بیست سال داشت با ظهور و حضور زنان رقصنده در مجالس به ناگاه رو به کسادی گذاشت. اکبرخان از اوج نامداری و حمایت از سوی طرفدارانی بسیار٬ به تنهایی و بی‌کسی فرو آمد. او برای گریز از اثرهای این تجربه تلخ و در تلاش برای برون رفتن از گردابی که به آن مبتلا شده بود٬ به بیکرانگی نوازندگی تار روی آورد و همه دردها و خاطرات تلخ و شیرین خود را به جان سازش ریخت. با شاگردی
شکری ادیب السلطنه كه از نوازندگان چيره دست و از شاگردان آقا حسینقلی و درويش خان بود آغاز کرد و به زودی کارش باز بالا گرفت. آب رفته به جوی بازگشت و در نوازندگی تار سرآمد شد. از تاج اصفهانی نقل است که می‌گفت: «تنها کسی که می‌تواند جواب آواز مرا بدهد اکبرخان است و من جز با ساز او نمی‌خواهم بخوانم.». همچنین٬ درست در زمانی که نوازندگان پرقدرت دیگری در اصفهان وجود داشتند٬ ادیب خوانساری همواره تکرار می‌کرد: «جایی که اکبر هست اجازه دهید با او بخوانم».

دست روزگار اما در آستانه شصت سالگیش بار دیگر کاخ آرزوهای او را ویران کرد و اکبرخان صبحگاهی دریافت که توانایی شنیدن را از دست داده و کاملا ناشنوا شده است و لاجرم زخمه های تارش برای همیشه خاموش شده و تنهایش گذاشته اند تا او بماند و غم غربت و ناسپاسی و روزهای بازگشت تلخ تنهایی.
حسن کسایی٬ استاد بزرگ نی٬ نقل می‌کند که روزی از این روزهای تنهايیش همراه با جلیل شهناز به دیدار او رفتند و درحین ملاقات از او خواستند تا کمی تار بنوازد. او شکوه کرد که با ناشنواییش این امر ممکن نیست. اما وقتی با اصرار میهمانان و کوک شدن سازش توسط جلیل شهناز مواجه شد٬ خنده رضایتمندانه ای زد و زخمه‌هایش را دو ساعت و نیم و بی‌وقفه با سیمهای تار آشتی داد٬ به نواختن یکی از مقامهای کوچک دشتی پرداخت و با چهارمضرابش غوغایی به پا ساخت.

کوتاه زمانی بعد٬ در بیمارستان بستری شد و در میان تنهایی دردناک خود و فراموشی و بی اعتنایی دیگران جان سپرد. به همت و با پرداخت هزینه‌ها توسط چند قهوه چی٬ اکبرخان نوروزی در روز ۱۳ خرداد سال
۱۳۲۹ ه.ش. در تخت پولاد اصفهان به خاک سپرده شد. به جای ترمه و گل و گلاب و قرآن٬ تنها چیزی که بر مزارش نشاندند دستمال ابریشمی قرمزی بود که همیشه وقتی تار می‌زد در دستان و همراه با مچش به رقص درمی‌آمدند تا از پارگی آستین پیراهنش جلوگیری کند. گرچه از اکبرخان آثار چندانی امروزه برجای نمانده است٬ اما شیوه کار او الهام‌بخش بسیاری از بزرگان موسیقی ایرانی و نوازندگان تار معاصر شد.

سرگذشت استاد فقید تار زنده یاد استاد علی اکبر خان نوروزی به روایت استاد حسن کسایی تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1391ساعت 19:10  توسط حمید قابلی  | 

سال‌شمار زندگی همایون شجریان و آثار وي

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

  • ۱۳۵۴ تولد، سی و یکم اردیبهشت
  • ۱۳۶۴ آغاز فراگیری آواز به همراهی خواهران نزد پدر
  • ۱۳۷۰ آغاز همکاری با گروه آوا  در کنسرت‌های خارج از کشور
  • ۱۳۷۳ اجرا برنامهٔ قاصدک در کنسرت‌های دور اروپا با پدر و پرویز مشکاتیان .
  • ۱۳۷۸ شروع همخوانی با پدر در کنسرت‌ها
  • ۱۳۷۹ همراهی در اجرای برنامهٔ «نوا»، «داد و بیداد» و «زمستان» در کنسرت‌های دور اروپا و آمریکا و کانادا.
  • ۱۳۸۱ همراهی در اجرای برنامهٔ «راست پنجگاه» و «مرکب خوانی» در کنسرت‌های دور اروپا و کانادا.
  • ۱۳۸۲ انتشار اولین آلبوم مستقل با نام نسیم وصل 
  • ۱۳۸۳ انتشار آلبوم‌های مستقل ناشکیبا  و شوق دوست 
  • ۱۳۸۴ همراهی با پدر در اجرای کنسرت «همنوا با بم» برای کمک به زلزله زدگان
  • ۱۳۸۴ انتشار آلبوم نقش خیال 
  • ۱۳۸۵ انتشار آلبوم با ستاره‌ها 
  • ۱۳۸۶ همراهی با گروه دستان  در اجرای کنسرت در کشورهای اروپایی
  • ۱۳۸۷ انتشار آلبوم قیژک کولی 
  • ۱۳۸۷ انتشار آلبوم خورشید آرزو 
  • ۱۳۸۸ انتشار آلبوم آب، نان، آواز 
  • ۱۳۸۹ انتشار آلبوم شب جدایی 

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    آثار همايون شجريان:

  • موسیقی فیلم و سریال «آتش سبز» و «شهرآشوب»
  • نسیم وصل ، ۱۳۸۲
  • ناشکیبا ، ۱۳۸۳
  • شوق دوست ، ۱۳۸۳
  • نقش خیال ، ۱۳۸۴
  • با ستاره‌ها ، ۱۳۸۵
  • قیژک کولی ، ۱۳۸۷
  • خورشید آرزو ، ۱۳۸۷
  • آب، نان، آواز ، ۱۳۸۸
  • شب جدایی ٍ ۱۳۸۹
  • سیمرغ ۱۳۹۰
  • شوق نامه ۱۳۹۰
  • ای جان جان بی من مرو ۱۳۹۰

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

  • + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 22:35  توسط حمید قابلی  | 

    31ارديبهشت ماه زاد روز شاهزاده موسیقی ایران

      تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    وی در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۴ در تهران در خانواده‌ای سرشار از موسیقی متولد شد. وی فرزند، محمدرضا شجریان است و از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بود تا با تشخیص پدر نزد ناصر فرهنگ‌فر به فراگیری تکنیک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است پرداخت و چند سالی هم آموختن را نزد جمشید محبی ادامه داد. از سن ده‌سالگی به همراه خواهرانش نزد پدر آواز را شروع کرد و در دوران بلوغ روزانه تکنیک آواز و صداسازی را به صورت فشرده فرا گرفت. در همان زمان به هنرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامهٔ فراگیری آن نزد اردشیر کامکار و آشنایی با تار و سنتور بصورت گوشی پرداخت.

    او از سال ۱۳۷۰ به همراه محمدرضا شجریان و گروه آوا در کنسرت‌های آمریکا، اروپا و ایران (با تنبک) همراهی کرد و از ۱۳۷۸ به بعد در صحنهٔ کنسرت‌ها به هم‌خوانی با پدرش پرداخت. همایون شجریان در کنسرت‌های بسیاری را با بزرگان موسیقی اجرا کرده و آثار زیادی را به همراه آنان در ایران و جهان منتشر کرده‌است که می‌توان به آلبوم کنسرت‌های «بی تو بسر نمی‌شود» و «فریاد» اشاره کرد که هردو اثر در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۵ نامزد دریافت جایزه گرمی شدند.

    اولین آلبوم همایون شجریان تنهایی خوانندگی آن را بر عهده داشت «نسیم وصل» نام دارد که آهنگسازی آن را محمدجواد ضرابیان بر عهده داشته‌است در سال ۱۳۸۲ منتشر شد. این سرآغازی بود بر اجرای کنسرت‌ها و آلبوم‌های مستقل او. وی پس از آن در سال ۱۳۸۳ دو آلبوم شوق دوست و ناشکیبا را منتشر کرد و در سال ۱۳۸۴ نقش خیال را به آهنگ‌سازی علی قمصری به بازار عرضه کرد که با استقبال فراوانی روبرو شد. پس از آن در مهر ماه ۱۳۸۵ آلبوم با ستاره‌ها که حاصل همکاری او با محمد جواد ضرابیان می‌باشد را به بازار عرضه کرد. در سال ۱۳۸۷ دو آلبوم قیژک کولی و خورشید آرزو را با همکاری گروه دستان منتشر کرد. او آب، نان، آواز را به آهنگسازی علی قمصری در سال ۱۳۸۸ و شب جدایی را در سال ۱۳۸۹ منتشر کرد.

    ترانه «وطن» بر اساس شعری با همین نام از سیاوش کسرایی از کارهایی بود که همایون شجریان چندی قبل از خرداد ۸۸ منتشر کرد.

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

      دانلود تصنیف قیژک کولی اثری از همایون شجریان و گروه دستان

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 22:21  توسط حمید قابلی  | 

    ارغوان :شعری از استاد هوشنگ ابتهاج

     

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    ارغوان شاخه همخون جدا مانده من

            آسمان تو چه رنگ است امروز؟

                      آفتابی ست هوا؟

                           یا گرفته است هنوز ؟

    من در این گوشه که از دنیا بیرون است

                   آفتابی به سرم نیست

                           از بهاران خبرم نیست

    آنچه می بینم دیوار است

                  آه این سخت سیاه

                       آنچنان نزدیک است

                             که چو بر می کشم از سینه نفس

                                             نفسم را بر می گرداند

    ره چنان بسته که پرواز نگه

                         در همین یک قدمی می ماند

                                    کورسویی ز چراغی رنجور

                                         قصه پرداز شب ظلمانیست

                             نفسم می گیرد

                                    که هوا هم اینجا زندانی ست

    هر چه با من اینجاست

            رنگ رخ باخته است

       آفتابی هرگز

             گوشه چشمی هم 

                 بر فراموشی این دخمه نینداخته است

                        اندر این گوشه خاموش فراموش شده

                               کز دم سردش هر شمعی خاموش شده

               یاد رنگینی در خاطرمن

                         گریه می انگیزد

                             ارغوانم آنجاست

                                     ارغوانم تنهاست

                                          ارغوانم دارد می گرید

                چون دل من که چنین خون ‌آلود

                             هر دم از دیده فرو می ریزد

           ارغوان

                  این چه رازیست که هر بار بهار

                              با عزای دل ما می آید؟

           که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است

                وین چنین بر جگر سوختگان

                               داغ بر داغ می افزاید؟

           ارغوان پنجه خونین زمین

                      دامن صبح بگیر

                   وز سواران خرامنده خورشید بپرس 

                              کی بر این درد غم می گذرند ؟

      ارغوان خوشه خون

         بامدادان که کبوترها

          بر لب پنجره ی باز سحر غلغله می آغازند

                 جان گل رنگ مرا

                        بر سر دست بگیر

                        به تماشاگه پرواز ببر 

        آه بشتاب که هم پروازان

              نگران غم هم پروازند

                 ارغوان بیرق گلگون بهار 

                   تو برافراشته باش

                      شعر خونبار منی

                       یاد رنگین رفیقانم را

                          بر زبان داشته باش

    تو بخوان نغمه ناخوانده ی من 

                ارغوان شاخه همخون جدا مانده من

      تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 21:55  توسط حمید قابلی  | 

    با من صتما...

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    با من صنما دل یک دله کن
    گر سر ننهم آنگه گله کن

    مجنون شده‌ام از بهر خدا
    زان زار تو مرا یک سلسله کن

    آخر تو شبی رحمی نکنی
    بر رنگ و رخ همچون زر من

    تو سرو و گل و من سایه تو
    من کشته تو تو حیدر من

     

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

    دانلود تصنيف زيبا و دلنشين با من صنما 

    + نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 10:4  توسط حمید قابلی  | 

    زندگینامه صديق تعريف

     

    صديق تعريف

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    محمد صدیق تعریف خواننده موسیقی ایرانی سال ۱۳۳۴در سنندج به دنیا آمد و در سنندج با موسیقی ایرانی آشنا شد. اما آغاز فعالیت حرفه ای او مصادف با زمان ورود به دانشگاه و  اقامت در تهران بود.

    سال 1۱۳۵۴ هم زمان با ورود به دانشگاه هنرهای زیبای دانشگاه تهران موسیقی تحصیل در رشته هنرهای نمایشی را آغاز کرد و سال۱۳۵۹ از دانشگاه فارغ التحصیل شد. هم زمان از محضر استاد محمود کریمی بهره می گرفت و به تحصیل موسیقی می پرداخت. او از سال ۱۳۵۴ت ۱۳۵۶ نرد این استاد به آموختن ردیف های آوازی پرداخت.

    از سال ۱۳۵۵ تا سال ۱۳۵۷ نیز نزد رضوی سروستانی به آشنایی با مکتب های آوازی استاد طاهر زاده به روایت استاد برومند مشغول بود. سال های ۱۳۵۹ تا۱۳۶۴نیز با شيوه و سبك آوازي استاد عبداله دوامي به ياري و همت نصراله ناصح‌پور پرداخت.

    اولين كنسرت رسمي صدیق تعریف و ارائه اولين كاست موسيقي به نام «مكتب اصفهان» به ياد استاد حسين طاهرزاده در دستگاه سه ‌گاه، با همكاري گروه شيدا و عارف به سرپرستي محمدرضا لطفي در سال ۱۳۶۲تصنيف کوتاه بر روی رباعيات ابو علی سينا به آهنگسازی فرهاد فخرالدینی، در سريال ابن سينا که در سال ۶۴ از صدا و سیما پخش می شد چهره او را به عنوان یک خواننده بیشتر به مردم شناساند. 
    پائيز ۱۳۶۷ كنسرت شورانگيز (بيات ترك) را با همكاري گروه شيدا و عارف به سرپرستي و آهنگسازي حسين عليزاده در تهران تالار وحدت اجرا کرد. در این سال تعریف همچنین دومین اثر خود، آلبوم گلگشت با همکاری گروه شیدا به سرپرستی پشنگ کامکار را نیز اجرا و روانه بازار کرد. او در این سال قطعاتی از آثار حسین دهلوی را نیز در آلبومی به نام آثاری از حسين دهلوی، اجرا و ارائه کرد.

    تابستان سال بعد كنسرت همياري به مناسبت فاجعه زلزله گيلان و مازندران سال ۱۳۶۸ به همراه گروه همنوازان سه تار و به آهنگسازي و سرپرستي حسين عليزاده، را در تهران تالار وحدت اجرا کرد.
    بهار سال ۱۳۶۹ نیز آلبوم شیدایی را که حاصل همکاری مشترک تعریف با جلال ذوالفنون و اجرای گروه سه تار نوازان بود، تدوین و ارائه کرد.

    پس از این دوره او باز هم به فراگیری و تحقیق در زمینه آواز پرداخت و از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ قطعات و تصانیف استادان قدیمی را در محضر زنده یاد علی اصغر بهاری و آشنائی با مکاتب و شيوه های آوازی قديم ایران در محضر مجيد کيانی از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۲ادامه داد.

    همزمان با این کارها به ارائه آثار موسیقایی نیز می پرداخت که از آن جمله می توان به انتشار آلبوم فراق با همکاری گروه شیدا و سرپرستیپشنگ کامکار در زمستان ۱۳۷۱و همچنین تدوین و ارائه شور دشت با همکاری گروه همنوازان در زمستان ۱۳۷۲اشاره کرد. او از سال ۱۳۷۲تا ۱۳۷۵نیز از محضر استاد رجب امیری فلاح بهره گرفت. 
    او همچنین آثاری نیز در خارج از ایران به اجرا درآورده است که اجرای کنسرت سه گاه و ماهور در پاریس در پائیز سال ۱۳۷۳و مجموعه کنسرت های بیات اصفهان به همراهی گروه شیدا و به آهنگسازی و سرپرستی محمدرضا لطفی در کشور های ایتالیا، فرانسه، سوئیس، آلمان، انگلستان و فرانسه در سال های ۱۳۷۴و ۱۳۷۵از آن جمله اند. 
    اجرای آواز و تصنيف عبدالقادر مراغه ای موسيقيدان بزرگ قرن نهم ایران در مقدمه سريال تلويزيونی امام علی (ع)، حاصل تحقيق و تدوين استاد فرهاد فخرالدينی نیز از آثار ماندگار و مهم دیگر این هنرمند به شمار می آید.
    از آثار دیگر این هنرمند می توان به آلبوم های آبگینه (اجرای گروه همنوازان، بهار ۱۳۷۶)، یاد طاهر زاده ، شیدائی، شور دشت، ماه همیشه تابان(سال ۱۳۷۸)، ماه بانو (به مناسبت چهلمین سالگرد در گذشت قمرالملوک وزیری، سال ۱۳۷۸)، کردانه (اجرای گروه کامکارها در سال ۱۳۸۲)، ماه عروس (آهنگسازی حمید متبسم و اجرای گروه دستان، سال ۱۳۸۳) اشاره کرد.

    او علاوه بر اجرای کنسرت و ارائه آلبوم های موسیقی، از سال ۱۳۶۴تا کنون به تعلیم وتدریس موسیقی و آواز ایرانی مشغول است.

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    دانلود تصنيفي زيبا از صديق تعريف

    + نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 20:27  توسط حمید قابلی  | 

    اثري به ياد ماندني و ماندگار از استاد آواز ايران استاد شجريان

    جان جهان دوش كجا بوده اي

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    جان جهان! دوش کجا بوده‌ا‌ی؟

     

    نی غلطم در دل ما بوده‌ای

    دوش ز هجر تو جفا دیده‌ام

     

    ای که تو سلطان وفا بوده‌ای

    آه که من دوش چه‌سان بوده‌ام!

     

    آه که تو دوش که را بوده‌ای!

    رشک برم کاش قبا بودمی

     

    چون‌که در آغوش قبا بوده‌ای

    زَهرِه ندارم که بگویم ترا

     

    :«بی من بیچاره کجا بوده‌ای؟»

    یار سبک روح! به وقت گریز

     

    تیزتر از باد صبا بوده‌ای

    بی‌تو مرا رنج و بلا بند کرد

     

    باش که تو بنده بلا بوده‌ای

    رنگ رخ خوب تو آخِر گُواست

     

    در حرم لطف خدا بوده‌ای!

    رنگ تو داری، که زِ رَنگ جهان

     

    پاکی، و همرنگ بقا بوده‌ای

    آینه‌ای! رنگ تو عکس کسیست

     

    تو ز همه رنگ جدا بوده‌ای

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    دانلودتصنیف جان جهان 

    + نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 20:24  توسط حمید قابلی  | 

    دلداده ای از کهن دیار نیشابور

     

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    گام نهادن و قدم زدن در سپيده رود انديشه هاي خداي گونه دل مي خواهد و سودايي به جان ،

    گلگون مي شود رخ انسانيت آن هنگام که رقص کنان به سمت جاودانگي مي شتابي و تو اينچنين قدم برداشتي هماره زندگي نابت را.

    اينها را با تمام وجود حس مي کنم به زماني که بيداد مضرابت را مي نوشم و سوگند به قلم که در مقروض بودن اين سرزمين و فرهنگش به دستان جادويي تو،واژه بي ارزش و جملات بي مقدارند .

    پرويز مشکاتيان! آواي شورانگيز انديشه تو چون الهه گان اسيري در کالبد هنر ايران به پرواز در مي آيند و در تصور نشايد چنين پرواز را خاتمه اي ،همين درياري که شهر ياران بود وخاک مهربانان ،و چه حال اوفتاد در از کف دادن همزيستي با تو.

    و بيدارست هنوز آواي مهرآيينت ،به قول خودت موسيقي ايران آفتابي شده است و چه کسي ست که نداند خورشيد تابنده عصر حاضر موسيقي ما تو بودي و تو خواهي بود.

    گرماي سخنانت که هرگاه مي خوانم و ميشنومش با آن گيرايي هميشگي نيشابوريان ،ساز دلم چهارگاه کوک مي کند وبا نرم آهنگ نغمه هاي سنتورت هم آواز مي شود و غرور وطن پرستي با چکادت معنا مي يابد .

    اکنون در آستانه بهشت ماهيم ،ماه دلربايي بهار و زاد روز تو،اين دو نکويي خلقت را بايد جشني به پا کرد چرا که تو همان نغمه پرداز بزرگي که با غوغاي همراه شو عزيزش سرود يکدلي تا ايران باقيست به گوش ميرسد و تا طپشي در رگهاي مردمانش هست ورد زبانشان است اي خطه ايران مهين اي وطن من .

    وچنين است ريشه دوانيدن پرتو مضرابهايت در خاک ايران و درجان ايراني،

    براي ما تو هرگز نرفته اي هرگز ترک ديار نکرده اي چون قاصدکي سرک کشيدي آنجا که تورا منتظرند.

    تو در ميان مايي با جانانه نغمه هايت و به مشرق ساغر آوايت، روزان و شبان عاشقي را ترک خواب کرده اي .

    بيست و چهار ارديبهشت زاد روز دردانه موسيقي ايران است ، زاد روز دلداده اي از کهن ديار نيشابور ،نغمه پرداز سترگ بوم خراسان ،براي ما خراسانيها و ايرانيها پرويز مشکاتيان جاودانه ايست که کهرباي آثارش جانمان را چون کاه سرگشته اي مي ربايدو با جادوي مضراب سما آفرينش موسيقي و فرهنگ ،نامي راست .

    و گفته بود که هنرمند همان اوصياي يک ملت است و چه خوش پيغام دوست بر دلمان نشاند و گل رفت

    گل رفت و من باران باران گريه برايش کردم

    دل تنگ ميشود وقتي بخواهم با صداي خودت بگويمت

    کاين همه شکوفه از براي تو     فرش غم از او زير پاي تو   

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    + نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 19:4  توسط حمید قابلی  | 

    لحظه دیدار با اجرای گروه عارف

    سرودآزاد موسيقي ايران زمين

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    لحظه دیدار نزدیک است

    باز من دیوانه ام مستم

    باز میلرزد دلم دستم

    باز گویی در جهان دیگری هستم

    باز می لرزد دلم دستم

    های نخراشی بغفلت گونه ام را تیغ

    های نپریشی صفای زلفکم را دست

    وآبرویم را نریزی دل

    ای نخورده مست

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

    دانلود تصنیف لحظه دیدار

    + نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 18:54  توسط حمید قابلی  |